کودکانه ها

 

لحظه ای بود که یک نفر می خواست

تمامش را بسپارد به سبز پیرهنت

و تو

دنبال ماهی کوچک قرمزی بودی

که فکر می کرد کوسه درنده هفت دریاست.

رسم زندگی این است.

این است که یک نفر

ژنهای معیوبش اینطور می زند توی چشمهایت

و هر چه دارد

اتفاقهای ساده ایست که افتاده است.

لحظه هایی است که یک نگاه مهربان

می تواند چرخش زمان را عوض کند

و تو

نمی خواهی.

بنوش

به شادی کسی که دوستش داری و نمی داند.

بنوش

به شادی کسی که دوستت دارد و نمی دانی.

 

+   vahid ; ٢:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱/۱۸
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir