کودکانه ها

 

...خبرگزاری کار ایران از جمع‌آوری امضا در مجلس برای تشکیل گروه دوستی پارلمانی ایران و آمریکا خبر داد....

....رییس كمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با انتقاد از ابتکار عمل جمعی نمایندگان بر ای تشکیل گروه دوستی پارلمانی، آنها را به نادانی متهم کرد و گفت: "احتمالا این نمایندگان از اقدامات خصمانه آمریكا علیه ایران اطلاعی ندارند".....

....رییس كمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس اظهار داشت: "این روش‌ها خصمانه و غیرقابل قبول است و در چنین فضایی تشكیل گروه دوستی پارلمانی ایران و آمریكا به جا نیست". ...

....رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس:آماده گفتگو با نانسی پلوسی هستیم.

۱- به من و شما چه؟

۲- مگه رییسا دل ندارن؟

۳- کی گفته گفتگو حتما باید تو یه مکان رسمی باشه؟ اصل اینه که مکان.... مکانی باشه که گفتگو خیلی خیلی خیلی عمیق بشه.

۴- من عاجزانه از ملت آمریکا تقاضا دارم خانمهای جوانتری رو به سمتهای مهم منصوب کنن.

+   vahid ; ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/٢/٢٦
    پيام هاي ديگران ()  
 

 

عزای عمومی در دانشگاه پلی تکنیک

حرکت دانشجوهای غیور از دانشگاه های دیگر به این دانشگاه

مثل همیشه رو دست خوردن نیروهای چپ

مثل همیشه بچه ها بیاین با هم دوست باشیم

گرفت و گیرهای نیروی انتظامی و ....

یک انقلاب فرهنگی دیگر؟

یاد دانشجوهای تا سال ۷۸ به خیر.

+   vahid ; ٢:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/٢/۱۱
    پيام هاي ديگران ()  
 

 

پدر بزرگ

چنان بوی دریا و ماسه و بلال و رطوبت پیچیده توی خیالم که خدا می داند و خودت. من دیگر آن کودکی نیستم که آرزویش داشتن قلاب ماهیگیری بود و تو هم... رفته ای. لحظه ها، مثل ترکیدن ذرت، مثل فلاش زدن دوربین توی سرم چشمک می زنند. مثل نور قایقهای ماهیگیری، آن دورها توی شب.

روزهایی بود که می توانستم پوست چروکیده ات را لمس کنم.

روزهایی بود که شگفت زده می شدم از آنچه که می دانستی.

روزهایی بود خواب آلود، توی یک بعد از ظهر، خیره به برگهای سپیداری که با نسیمی از سمت دریا می جنبید.

 

پدربزرگ

روزهایی بود.

 

پدربزرگ

من دیگر حتی تصور هم نمی کنم زورم برسد به این شهر لعنتی.

 

پدربزرگ

من فقط یک بلال می خواهم که روی یک تپه ماسه ای، خیره به قایقها، گاز بزنم.

+   vahid ; ٥:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/٢/۱٠
    پيام هاي ديگران ()  
 

 

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: حوادث

سه تن از اراذل و اوباش كه در تعطيلات نوروز با شكستن درب منزل، زن تنهايي را مقابل فرزندش ربوده و به وي تعرض كردند، دستگير شدند.

سرگرد اسفندياري، رييس آگاهي فرديس در گفت‌و‌گو با خبرنگار ايسنا در تشريح اين حادثه، گفت: ششم فروردين ماه سال جاري، زني با مراجعه به آگاهي فرديس در حالي كه در شرايط بد روحي قرار داشت، ماجراي ربوده شدنش توسط سه تن از اراذل در منطقه فرديس را براي ماموران تشريح كرد.

وي افزود: با طرح شكايت از سوي شاكي، پليس پي برد مقارن ساعت يك بامداد پنجم فروردين ماه در حالي كه زن 30 ساله به همراه دختر نوجوانش در منزل تنها بوده‌اند، با صداي شكستن درب منزل مواجه شده و بدين ترتيب خود را در معرض حمله سه تن از اراذل و اوباش منطقه ديدند.

بر اساس گزارش پليس مبتني بر اظهارات شاكي، در حالي كه زن تنها با جيغ و فريادهايش از همسايگان كمك مي‌خواسته است، متهمان وي را ربوده و به مخفيگاهشان واقع در فرديس انتقال داده و پس از آن كه به وي تعرض كردند، طلاجات همراهش را نيز به سرقت بردند.

به گفته سرگرد اسفندياري، با رها شدن زن 30 ساله از چنگال متجاوزان، پليس در جريان اين حادثه قرار گرفت و در اولين گام از رسيدگي به اين پرونده، شاكي توانست با ارائه مشخصات متهمان در چهره‌نگاري هويت اين افراد را به پليس بشناساند.

وي در ادامه تشريح اين پرونده به ايسنا گفت: با بررسي پرونده‌ها ماموران موفق شدند دو تن از اين افراد به هويت «حسن» 25 ساله و «محمد» 30 ساله را پس از شناسايي پاتوقها و محلهاي احتمالي تردد در جريان مراقبتهاي نامحسوس شناسايي كنند.

رييس آگاهي فرديس افزود: اصلي‌ترين محل تردد اين دو متهم منطقه سرآسياب بوده است، اما با مراقبتهاي ويژه ردپاي اين افراد در ملارد شناسايي و پيش از ارتكاب هر اقدامي براي فرار دستگير شدند.

به گزارش ايسنا سرگرد اسفندياري ادامه داد: با آغاز بازجويي‌ها از دو متهم اين پرونده، در حالي كه يكي از آنها هنوز متواري است، پليس پي برد با يك باند خفت‌گير اراذل و اوباش روبه‌رو بوده است، به طوري كه دو متهم اين پرونده تاكنون علاوه بر آدم‌ربايي و تجاوز به عنف زن 30 ساله، به ارتكاب شش فقره زورگيري و خفت‌گيري اعتراف كرده‌اند.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران متهمان اين پرونده با قرار قضايي 500 ميليون تومان جهت تحقيقات بيشتر روانه زندان شدند.

کودکانه ها: شبا که ما می خوابیم، آقا پلیسم می خوابه.  روزا که ما بیداریم، بازم تو فکر خوابه.

کودکانه ها (دوباره): از آنجا که تمام اراذل و اوباش پاکسازی شده اند و امنیت به صورت کامل برقرار است، بسیار بسیار خوب است که نیروی انتظامی به فکر امنیت اخلاقی ما است که با کمی مو و اندکی ساق پا دارد حسابی به هم می ریزد.

+   vahid ; ٩:٢٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/٢/٥
    پيام هاي ديگران ()  
 

 

کوروش جون، آسوده بخواب... وقتی بیدار شدی، ما واست یه استخر مامانی ساختیم که بری آبتنی. کم کم سونا و جکوزی هم برات درست می کنیم که چربیاتم آب کنی و بشی مثل دسته گل. می دونی که، این روزا، ایران پر از خوشگلای خوش تیپ شده. لا لا پیش پیش.

 

***************

تکراری:

تو

زیبایی

مثل وقتی باد می وزد

در گندمزار سبز

وقتی هوا ابر است

و من می خواهم دور شوم در انتهای دشت

تو زیبایی

مثل شاخه های نورس

مثل شکوفه های بارور سیب

وقتی که موج

 ماسه ها را می شوید و بر می گردد.

تو

تمام لحظه ای هستی

که آذرخش آسمان را نصف می کند

مثل زوزه شهوتناک یک ماده ببر

وقتی یک بعدازظهر داغ

توی باد می دود

و درختها آبستن می شوند.

بی بهانه زیبایی

و من دوست دارم

ببینم

رستن جوانه ای را

از بوته پستانهایت.

بعد از این شعر یه تابستون طلایی بود که دیگه تکرار نمیشه. چه میشه کرد؟ زمان همیشه به میل تو نمی گذره.

+   vahid ; ۸:٥٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/٢/٢
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir