تصویری بود
حالا دور و باخته رنگ
بیهوده کوشیدم ببینمت.
یک قاب کوچک هم
برای تو
خانه ای بی انتهاست
+
vahid ; ۱٠:٢٦ ق.ظ ; ۱۳۸٦/۳/۱٧
واق واق
اووووو واق وق وق واق
چیزی نمی فهمی؟
این به زبان سگی است.
می گویم:
خیلی بی شرفی.
می گویم:
جان می دهد به جای دیوار،
پایم را تکیه دهم به صورتت.
واق واق واق.
واق واق.
+
vahid ; ۳:٤۳ ب.ظ ; ۱۳۸٦/۳/۸