کودکانه ها

 

ماه مهمانی خداوند هم آمد. ما ها زیاد به این مهمانی رفته ایم به عزایش هم رفته ایم. فقط نمی دانم با این همه برکات و تزکیه نفس و معنویت یک بابایی زنده زنده دست یک دختر هفت ساله را بعد از تجاوز برای النگوهایش قطع می کند. 

جام جم:

چندی پیش والدین یک دختربچه 7 ساله به نام محبوبه با مراجعه به دادسرای بابل با ارائه دادخواستی عنوان کردند فرزند آنها پس از خروج از مدرسه به خانه مراجعه نکرده و تلاش برای یافتن او بی نتیجه مانده است. 

در پی این دادخواست ، دستور قضایی برای پیگیری به ماموران انتظامی ارجاع شد. هنگامی که تحقیق در این زمینه ادامه داشت ، ساکنان یکی از روستاهای منطقه با مشاهده جسد دختربچه ای که دست او قطع شده بود ، موضوع را به ماموران انتظامی گزارش کردند.

 با عزیمت پلیس آگاهی به روستای «علی رودباز» مشخص شد جسد متعلق به دختربچه ای است که پیش از این ، والدینش خبر گم شدن وی را گزارش داده اند.

با انتقال جسد به پزشکی قانونی مشخص شد ، دختر بچه 7ساله به طرز وحشیانه ای مورد آزار و اذیت قرار گرفته و عامل جنایت برای سرقت 2 النگو ، دست او را قطع کرده است.
 
با انتشار این خبر ، احساسات عمومی مردم بشدت جریحه دار شد و یک تیم ویژه عملیاتی پس از جستجو ، سرانجام متوجه شد راننده یک آژانس از مقابل مدرسه ، این دختربچه را ربوده است. 

متهم پس از دستگیری ، با اعتراف به جنایت گفت : روز حادثه به محبوبه (مقتول) گفتم ، پدر و مادرش در خانه میهمان هستند و مرا فرستاده اند تا ترا نزد آنها ببرم. 

وی افزود: پس از سوار کردن دختر 7 ساله ، او را به حاشیه روستا بردم و پس از آزار و اذیت ، به قصد سرقت طلاهایش دستش را بریدم و زمانی که متوجه شدم او جان باخته ، با رها کردن جسد از محل متواری شدم. 

در پی این اعترافات ، بازپرس شعبه اول دادسرای بابل با صدور قرار بازداشت موقت دستور بازسازی صحنه قتل را صادر کرد.

 هنگامی که متهم همراه ماموران در حال بازسازی صحنه جنایت بود ، مردم خشمگین به سوی وی حمله ور شدند که پیش از هر اقدامی ، پلیس مانع از مرگ حتمی متهم شد.

+   vahid ; ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٦/۱۱
    پيام هاي ديگران ()  
 

 

قطبی:

من هم یک crazy هستم. اصلا همه فوتبال دوستان و هواداران هم crazy هستند. اصلا من هم crazy هستم که به ایران آمدم.

+   vahid ; ٩:۳٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٦/٤
    پيام هاي ديگران ()  
 

 

برایت یک سوسک کش خوب می خرم. دور تا دور خانه را با بهترین مداد سوسک خط می کشم. تمام درزها را  می گیرم و برای حشراتی هم که از خطها بگذرند، دو پرنده زیبا که شبیه مرغ عشق باشند، می خرم. بعد می روم می میرم. 

+   vahid ; ٩:٠۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٦/۳
    پيام هاي ديگران ()  
 

 

زندگی همین است. یک سفر بی انتها که زیر هر سایه بان می ایستی و یک مشت کثافت می ریزی توی کوله بارت و ادامه می دهی.

 

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی

دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی

+   vahid ; ۳:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٦/٢
    پيام هاي ديگران ()  
 

 

هادی ساعی طلا گرفت.

  1. با خودم فکر می کردم اگر قرار بود چین دوست و برادر  47  و آمریکای جهانخوار 31  بار برای هر مدال طلا، برنامه کانالهای رادیو و تلویزیونشان را قطع می کردند، چه بلبشویی می شد. و یا اگر رئیس جمهورهای آمریکا و چین قرار بود برای هر مدال پیام بفرستند، کار دنیا لنگ می شد.
  2. خیابانی ملوس دو نفر مهمان داشت: هاشمی و طبا و یک آقایی به اسم دکتر شعبانی که قرار بود از سازمان تربیت بدنی و شخص علی و آبادی و بالاتری ها دفاع کند. آقای دکتر در جواب اینکه چرا گند زدیم فرمودند: من هم مثل آقای هاشمی طبا اعتقاد دارم باید زیر ساختهای لازم را ساخت اما بیایید از زاویه دیگری نگاه کنیم. قرار است المپیک ها سیاسی نباشند اما بعضی از سران کشورها این المپیک را تحریم کردند در اعتراض به نفی حقوق بشر که البته به تازگی محققان (احتمالا دانشمندان جوان 16 ساله در آشپزخانه) می گویند اینقدر از حقوق بشر حرف نزنید و دارند منشور تکالیف بشر را تدوین می کنند. بشر فقط حقوق ندارد بلکه در برابر کائنات تکالیفی نیز دارد. از طرفی فلسفه المپیک، همانطور که آقای هاشمی طبا گفتند بر یکسان بودن تاکید دارد اما میزبانی المپیک را فقط می دهند به کشور های سرمایه دار. ما باید ساختار المپیک را عوض کنیم.
  3. یزدانی خرم گفته است کشتی ما در سطح آسیاست. نمی دانم در این دولت چرا هر کس که دروغ نمی گوید اینقدر لعن و نفرین می شود.
  4. مثل همیشه ریدیم و برگشتیم.

+   vahid ; ٩:٢٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٦/٢
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir