خانم عبادی عزیز، این کمترین پیشنهاد می کند تحصن را از سطح پایین تری شروع کنید
اعتماد،گروه حوادث؛ زنی برای اینکه شوهرش را از تنهایی درآورد، پس از مراجعه به دادگاه خانواده و اعلام رضایت برای ازدواج مجدد شوهرش، برای او به خواستگاری رفت.به گزارش خبرنگار ما در جریان رسیدگی به پرونده یی در شعبه 268 مجتمع قضایی خانواده زنی 65 ساله به نام لاله که سال هاست به همراه فرزندانش در خارج از کشور زندگی می کند، خواستار صدور مجوز برای تجدید فراش شوهر خود به نام فریدون شد. این زن که 8 سال از همسرش بزرگ تر است و چندین فرزند و نوه دارد در این باره به قاضی حسن عموزادی گفت؛ 30 سال پیش من و فریدون از طریق یک دوست مشترک با هم آشنا شدیم و پس از مدتی رفت و آمد زندگی مشترک مان را آغاز کردیم.
روال طبیعی زندگی ما ادامه داشت تا اینکه 15 سال قبل من و فرزندانم تصمیم گرفتیم از ایران مهاجرت کنیم. اما وقتی این موضوع را با شوهرم درمیان گذاشتم او گفت چون به ایران علاقه زیادی دارد، نمی تواند در جایی دیگر زندگی کند. هر چه به او اصرار کردم همراه ما به خارج از کشور بیاید وی مقاومت کرد. سرانجام با هم توافق کردیم من و بچه ها مهاجرت کنیم و او در ایران بماند و هرازگاهی ما به وی سر بزنیم.
لاله ادامه داد؛ این وضعیت 15 سال ادامه داشت و ما سالی یک بار به ایران می آمدیم و مدتی را در کنار فریدون سپری می کردیم. من و بچه هایم از این شرایط راضی بودیم اما آخرین باری که به ایران آمدیم من نارضایتی را در چهره شوهرم دیدم. وقتی با هم صحبت کردیم، وی گفت بیش از پیش احساس تنهایی می کند و از من خواست برای ادامه زندگی به ایران برگردم اما 15 سال زندگی در یک کشور دیگر و عادت کردن به آنجا بازگشت را برای من سخت کرده بود، به همین دلیل با خواسته اش مخالفت کردم اما به او یک پیشنهاد دادم و گفتم برای اینکه زندگی راحت تری داشته باشد حاضرم به وی اجازه دهم ضمن حفظ زندگی زناشویی با من یک زن دیگر نیز بگیرد.شوهرم ابتدا از این حرف من حیرت کرد اما پس از چند لحظه خوشحال شد و گفت با نظرم موافق است. پس از موافقت او چند هفته در ایران بودم و به دنبال زن مناسبی برای همسرم گشتم تا اینکه مورد مناسبی را که هم دلخواه من باشد و هم مورد پسند فریدون پیدا کردم و اکنون می خواهم دادگاه به شوهرم اجازه ازدواج مجدد بدهد.پس از اظهارات این زن در حالی که فرزندان و نوه های او در دادگاه حضور داشتند قاضی اجازه ازدواج مجدد فریدون را صادر کرد.در پایان رسیدگی به این پرونده لاله و شوهرش در حالی دادگاه را ترک کردند که قصد داشتند عصر آن روز برای فریدون به خواستگاری بروند.
روال طبیعی زندگی ما ادامه داشت تا اینکه 15 سال قبل من و فرزندانم تصمیم گرفتیم از ایران مهاجرت کنیم. اما وقتی این موضوع را با شوهرم درمیان گذاشتم او گفت چون به ایران علاقه زیادی دارد، نمی تواند در جایی دیگر زندگی کند. هر چه به او اصرار کردم همراه ما به خارج از کشور بیاید وی مقاومت کرد. سرانجام با هم توافق کردیم من و بچه ها مهاجرت کنیم و او در ایران بماند و هرازگاهی ما به وی سر بزنیم.
لاله ادامه داد؛ این وضعیت 15 سال ادامه داشت و ما سالی یک بار به ایران می آمدیم و مدتی را در کنار فریدون سپری می کردیم. من و بچه هایم از این شرایط راضی بودیم اما آخرین باری که به ایران آمدیم من نارضایتی را در چهره شوهرم دیدم. وقتی با هم صحبت کردیم، وی گفت بیش از پیش احساس تنهایی می کند و از من خواست برای ادامه زندگی به ایران برگردم اما 15 سال زندگی در یک کشور دیگر و عادت کردن به آنجا بازگشت را برای من سخت کرده بود، به همین دلیل با خواسته اش مخالفت کردم اما به او یک پیشنهاد دادم و گفتم برای اینکه زندگی راحت تری داشته باشد حاضرم به وی اجازه دهم ضمن حفظ زندگی زناشویی با من یک زن دیگر نیز بگیرد.شوهرم ابتدا از این حرف من حیرت کرد اما پس از چند لحظه خوشحال شد و گفت با نظرم موافق است. پس از موافقت او چند هفته در ایران بودم و به دنبال زن مناسبی برای همسرم گشتم تا اینکه مورد مناسبی را که هم دلخواه من باشد و هم مورد پسند فریدون پیدا کردم و اکنون می خواهم دادگاه به شوهرم اجازه ازدواج مجدد بدهد.پس از اظهارات این زن در حالی که فرزندان و نوه های او در دادگاه حضور داشتند قاضی اجازه ازدواج مجدد فریدون را صادر کرد.در پایان رسیدگی به این پرونده لاله و شوهرش در حالی دادگاه را ترک کردند که قصد داشتند عصر آن روز برای فریدون به خواستگاری بروند.
نظرات ()

