می شنوی:"با اعدام مخالفم"
می گویی:"این حرف ها حقوق بشر آمریکایی است"
می دانم حتی یک بار هم اعلامیه جهانی حقوق بشر را نخوانده ای.
می شنوی:"میدان تیان آن من"
می گویی:"حقشان بود. آشوبگر بودند"
فکر می کنم به سه هزار آدم که فقط و فقط برای کمی آزادی به سادگی تمام شدند.
می گویی:" شنیده ای فلانی که بچه هایش را اعدام کرد، مدال گرفته است؟"
یخ می زنم و از تو می ترسم. ناگهان در چشم هایت می بینم که می توانی به سادگی تفنگی برداری و وقتی گفتم سهمم را از کشورم می خواهم، گلوله ای درست در گردنم خالی کنی و بعد حس شیرینی داشته باشی از انجام وظیفه ات.
تو دو دست داری، دو پا و چیزهایی که منم دارم. تو و من هر دو در طبقه انسان ها قرار می گیریم.
واقعا قرار می گیریم؟
نظرات ()

