داغ تر
چشم خيره می ماند توی اين آفتاب
خفته زن آبستن کشتزار بر شانه زمين
ابر می شوم
باد می وزد
شکوفه می زند
بوته پستانهايت
****
خنده ات
قند می شود
آب می شود
توی دلم
شيرينکم!