در قاب بسته تلویزیون، دو گراز نر زیر آفتاب می جنگد. به قصد کشتن. عرق، غبار و خاک و زخمهای سطحی و عمیق. دورتر، نزدیک سایه درختان کوتاه بیشه زار، گراز ماده ایستاده و از آن سوی قاب نگاه می کند. نر ها به هم می کوبند و در یک لحظه، انگار مکاشفه ای باشد، گراز ماده شروع می کند به چریدن. آنقدر بی خیال که حتی برگها هم تکان می خورند. در هر یکی از این گرازها برنده می شود.
نظرات ()

